در اعماق زمین به دنبال نان

کارگران معدن آق دره

اشاره: یورش ماموران انتظامی به کارگران فصلی و کارجویان معدن آق دره منجر به زخمی و مجروح شدن عده‌ای از آنها شد، بازتاب گسترده در مطبوعات داشت. پس از اجرای حکم ضد انسانی شلاق، کارگران فصلی و محروم این معدن همراه با خانواده‌هایشان مورد یورش و ضرب شتم ماموران قرارگرفته و بار دیگر “عدالت” رژیم ولایت فقیه را در زندگی خود لمس کردند. روزنامه قانون چاپ تهران مصاحبه‌ای با یکی از کارگران این معدن انجام داده که نقطه نظر شناخت زندگی دشوار این زحمتکشان، آنرا باز انتشار می‌دهیم.

 

روزنامه قانون  تاریخ : ۱۳۹۶/۳/۳۰ – شماره: ۹۵۴؛ مهرشاد ایمانی

 

یکی از کارگران معدن آق دره در گفت و گو با «قانون»:

مسئولان به داد ما برسند

 

چند روز پیش در شهر «تکاب» از استان آذربایجان غربی کارگران معدن «آق‌دره» برای احقاق حقوق خود دست به تجمع اعتراضی زدند اما برخلاف انتظار، با ایشان برخوردهای قهری و فیزیکی انجام شد. برای شنیدن جزییات ماجرا، گفت‌وگوی کوتاهی با یکی از کارگرهای معدن آق‌دره انجام دادیم. به دلیل برخی معذوریت‌ها، این کارگر از ما خواست که نامش ذکر نشود.

 

بفرمایید که اعتراض رخ داده به چه دلیل بوده است و نحوه برخورد با شما چگونه بود؟

کارگرهای معدن آق‌دره به منظور درخواست شغل در داخل معدن‌ها چادر زدند تا اعتراض خود را به این نحو به گوش مسئولان برسانند که ناگهان نیروهای امنیتی وارد معدن شدند و باضرب‌و شتم، کارگرها را از معدن بیرون و چادرها را جمع کردند و کارگرها به سمت روستا فرار و به مسجد پناه بردند. اگر یادتان باشد چند سال پیش هم کارگران این معدن اعتراضاتی برای حقوق‌شان انجام دادند که در نهایت با حکم شلاق مواجه شدند. در آن ماجرا ۹نفر شلاق خوردند، ۶نفر جزای نقدی ۵۰۰هزار تومانی پرداخت کردند و ۱۱نفر به زندان افتادند.

 

 

اکنون وضعیت حقوق و بیمه شما به چه نحو است؟

وضعیت اسف‌باری است. حقوق‌ها کم است. البته باید صادق بود و گفت که حقوق‌مان سر موقع پرداخت می‌شود اما بسیار اندک است.

 

 

از لحاظ ایمنی کار چه شرایطی دارید؟

اکنون که با شما صحبت می‌کنم، دم منزل‌مان و روبه‌روی معدن آق‌دره هستم. باور کنید که فاصله خانه ما با این معدن را کمتر از ۱۰دقیقه می‌توان طی کرد. در گذشته من در قسمت حفاری کار می‌کردم. زمین را به عمق ۹متر می کندیم تا کارگران انفجار، کوه را با ۲۰تن مواد، منفجر کنند. البته اکنون انفجارها با موادچهار الی پنج تن صورت می‌گیرد. آن قدر این انفجارها به روستا نزدیک است که کل روستا از بین رفت و بازسازی شد. حتی انبار علوفه ها هم نابود شد. در چنین شرایطی سخن‌گفتن از ایمنی، کاری خنده‌دار است.

 

 

یعنی پس از رخدادی که در معدن یورت اتفاق افتاد، برای معادن دیگر ازجمله معدن آق‌دره هیچ اقدامی نکردند؟

هیچ اقدامی نکردند. ما همچنان با وضعیت غیرایمن کار می کنیم.

 

 

چقدر حقوق می‌گیرید؟

در بهترین حالت شاید به ۲میلیون و ۵۰۰۰هزار تومان برسد.

 

 

قراردادهای شما به چه شکل است؟ آیا پیمانکاری کار می کنید؟

قبلا همه امور اعم از مسائل عمرانی، خدمات، ماشین‌آلات و… دست شرکت بود اما اکنون در اختیار پیمانکار است. ما باید با شرکت طرف حساب باشیم نه با پیمانکار و صحیح نیست که همچنان قراردادهای ما پیمانکاری باشد.

 

 

به عنوان سخن پایانی هرچه در دل دارید بگویید.

ای‌کاش نزدیک ما بودید و می‌آمدید تا در مقابل صاحبان شرکت همه این سخنان را می‌گفتم تا بدانید که به قرآن قسم، هیچ کدام از حرف‌هایم دروغ نبود. ما تنها و تنها توقع داریم تا مسئولان به داد ما برسند. حق نیست که ما در گوشه‌ای از این کشور برای لقه ای نان جان بدهیم، وا… که حق نیست.

 

 

—–

 

Share on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on LinkedIn
Bookmark the permalink.

Comments are closed