محمد گلچین از مبارزان سندیکاهای کارگری صنعت نساجی ایران

جنبش سندیکایی و چهره‌های آن

شهدای جنبش کارگری ایران

شهدای جنبش کارگری ایران

مبارزهٌ جنبش کارگری و سندیکایی زحمتکشان میهن ما طی دوره‌های مختلف تاریخ یکصد و اندی ساله خود، فراز و فرودهای بسیاری را به‌خود دیده و تجربه‌های فراوانی اندوخته‌است. یکی از دوره‌های مهم و درخشان حیات جنبش کارگری و سندیکایی در فاصلهٌ سال‌های ۱۳۲۰-۱۳۳۲ است. این دورهٌ تاریخی حاوی درس‌ها و تجربه‌های گرانبهایی بوده‌است. دراین دورهٌ تاریخی نقش سندیکاهای کارگران نساجی در استان‌های مازندران و اصفهان بسیار پررنگ و ماندگار است. سندیکای کارگران حریربافی چالوس در کنار دیگر اتحادیه‌های کارگران نساجی در بهشهر، نوشهر و شاهی در مبارزه به‌سود تامین منافع صنفی – سیاسی کارگران و تقویت و تحکیم موقعیت شورای متحده مرکزی به مثابه تشکل سراسری که بیانگر وحدت سازمانی جنبش سندیکایی در کشور ما بود، فراموش نشدنی است.

تاکنون در شماره‌های متعدد اتحاد کارگر به معرفی برخی مبارزان این سندیکا رفقای توده‌ای یوسف علی، نوروزعلی غنچه، علی نادری و رمضانعلی دهقان پرداخته شده‌است. اینک در ادامه این رشته مطالب به معرفی یکی دیگر از کارگران فعال این سندیکا، رفیق کارگر توده‌ای محمد گلچین می‌پردازیم، رزمنده‌ایی بی‌باک که جان برسر آرمان‌های طبقه کارگر نهاد.

 

محمد گلچین از مبارزان سندیکاهای کارگری صنعت نساجی ایران

 

هنگام بررسی تاریخ جنبش کارگری و سندیکایی و مرور زندگینامهٌ مبارزان این جنبش با کمبود منابع در دسترس مواجه هستیم. سلطه حکومت‌های استبدادی، رخنه ویرانگر امپریالیسم و سرکوب خونین مانع از آن شده از زندگینامه قهرمانان فداکار جنبش کارگری به‌ویژه فرزندان توده‌های محروم آنچنان که شایسته آنهاست، اطلاعات دقیقتر نشر و به اندیشه‌های همگانی ارائه شود.

از محل تولد و تاریخ تولد رفیق کارگر توده‌ای محمد گلچین اطلاعات روشن و دقیق در دسترس نیست. آگاهی ما از کار و پیکار این کارگر توده‌ای محدود به خبرهای جسته و گریخته‌ای است که در لابلای سالنامه‌ها، یادنامه‌ها و برخی سال‌شمارهای مربوط به جنبش کارگری است. او از نخستین کارگرانی است که همراه با رفقای توده‌ای یوسف‌ علی و نوروزعلی غنچه در پایه‌گذاری، رشد و گسترش سندیکای کارگران حریربافی چالوس و پیوند آن با اتحادیه‌های کارگری در شاهی و بهشهر نقش داشته‌است. او از زمره کارگران بخش فنی – ماشین‌آلات – کارخانه حریربافی چالوس بود که در سال‌های ۱۳۲۰-۱۳۲۱ به سنگر حزب پرافتخار طبقه کارگر ایران، حزب توده ایران پیوست و به‌عنوان یک کارگر آگاه توده‌ای در گسترش جنبش سندیکایی و تقویت سندیکاهای کارگری کوشش خستگی ناپذیر انجام داد.

نخستین کسی که او را به‌سوی مبارزه جلب نمود، رفیق قهرمان توده‌ای نوروزعلی غنچه همکار وی در کارخانه حریربافی چالوس است. رفیق شهید مهدی کیهان پژوهشگر توانای جنبش کارگری و سندیکایی ایران که در جریان فاجعه ملی کشتار زندانیان سیاسی در سال ۱۳۶۷ به‌دست دژخیمان رژیم ولایت‌فقیه به شهادت رسید، در اثر پژوهشی ارزنده خود به‌نام ۷۰ سال جنبش سندیکایی ایران در خصوص دورهٌ رشد و شکوفایی جنبش کارگری و سندیکایی در سال‌های دهه ۲۰ خورشیدی، می‌نویسد: “در مرحلهٌ اول، یعنی طی سال‌های ۱۳۲۰- ۱۳۲۶، زمانی که حزب سیاسی طبقه کارگر – حزب توده ایران و همراه با آن جنبش سندیکایی و اتحادیه‌ای کارگران ایران از فعالیت علنی برخوردار بودند، جنبش سندیکایی ایران به‌سرعت مراحل تشکل و آگاهی صنفی و سیاسی را در نوردید . . . در فاصله کوتاه از سال ۱۳۲۰ تا ۱۳۲۵ جنبش سندیکایی ایران به پیروزی‌های عظیمی نایل آمد . . . شورای متحده مرکزی اتحادیه‌های کارگران و زحمتکشان ایران در ماه مه ۱۳۲۳ از تجمع چهار مرکز سندیکایی، که بیانگر وحدت سازمانی جنبش سندیکایی در سراسر ایران بود، تاسیس گردید. این امر به نوبه خود تشکل سندیکایی کارگران را تسریع نمود به‌طوری که به زودی کارگران صنایع نفت موفق به تشکیل سندیکای خود به‌نام سندیکای کارگران نفت خوزستان شدند و الحاق خودرا به شورای متحده مرکزی اعلام داشتند. بدین سان وحدت کامل جنبش سندیکایی ایران در سراسر کشور تامین گردید و بیش از ۳۰۰ هزار نفر از کارگران ایران زیر پرچم شورای متحده مرکزی . . . به‌عنوان مهم‌ترین سازمان سندیکایی ایران و خاورمیانه، گرد آمدند.” (مجله دنیا، شماره ۲، دوره چهارم، سال ۱۳۵۹، صفحه ۳۲)

در تقویت و تحکیم موقعیت شورای متحده مرکزی نقش کارگران صنایع نساجی به‌ویژه در مازندران، اصفهان و تهران بسیار برجسته بوده است. مطابق پژوهش تاریخی دیگری: “شورای [متحده] مرکزی اتحادیه‌های کارگری به رهبری حزب توده [ایران] سی و سه گروه وابسته با ۲۷۵ هزار عضو داشت. این شورا ۷۳ درصد از کارگران بیش از ۳۴۶ کارخانهٌ صنعتی مدرن کشور را دربر می‌گرفت. ضمناً درآن ۴۵ هزار کارگر بخش نفت، ۴۵ هزار کارگر راه‌سازی، ۴۰ هزار کارگر نساجی، ۲۰ هزار کارگر راه‌آهن، ۲۰ هزار از بافندگان فرش، ۱۱ هزار کارگر باراندازهای بنادر و ۸ هزار کارگر بخش معدن عضو بودند”. (تاریخ ایران مدرن، یرواند آبراهامیان، نشر نی، چاپ دوم ۱۳۸۹، صفحه ۲۰۳)

درچنین اوضاع و دوره تاریخی است که رفیق محمد گلچین به‌عنوان کارگر بخش فنی در سندیکای کارگران کارخانه حریربافی چالوس نفش فوق‌العاده موثر برعهده دارد. در ۳۰ فروردین ماه سال ۱۳۲۳ کارگران کارخانه حریربافی چالوس خواستار توجه به‌کار و معیشت خود شدند. سندیکای آنها در چارچوب شورای متحده مرکزی درخواست رسیدگی به وضعیت رفاهی، بهداشتی کارگران را به دولت ارائه کرد. رفیق محمد گلچین همراه با دیگر رفقای فعال توده‌ای از مبتکران و سازمانگران این اقدام و تنظم‌کنندهٌ لیست درخواست‌های کارگران بود. پیش ازاین در ۲۷ اردیبهشت ماه ۱۳۲۲ به همت رفیق محمد گلچین و یاران او نامه کارگران چالوس به وزارت هنر و پیشه وقت ارسال شد که درآن کارگران خواستار بهبود دستمزد و خورد و خوراک و پوشاک خود شده‌بودند. سازماندهی اعتراضات، اجرای کلاس‌های آموزش سیاسی و سندیکایی برای کارگران از زمره وظایفی بود که رفیق محمد گلچین در سال‌های ۱۳۲۴-۱۳۲۵ به‌صورت خستگی ناپذیر به انجام می‌رساند.

طی سال‌های مذکور خواسته‌های کارگران و زحمتکشان با توجه به قدرت جنبش سندیکایی از کانال شورای متحده مرکزی پیگیری می‌شد. به‌طور مثال براثر مساعی شورای متحده مرکزی در ۲۹ فروردین ماه سال ۱۳۲۵ جلسه کمیسیون کار مرکب از کارگران که شورای متحده مرکزی آن‌را نمایندگی می‌کرد و نمایندگان کارفرماها تشکیل شد. در همین سال جنبش ضداستعماری اوج می‌گرفت و جنبش کارگری به مثابه ستون فقرات آن نقش اصلی را ایفا می‌کرد. براثر مبارزه حزب توده ایران و مساعی شورای متحده مرکزی در ۲۸ اردیبهشت ماه ۱۳۲۵، تصویب‌نامه قانون کار از تصویب هیات وزیران وقت گذشت. رفیق شهید مهدی کیهان دراین باره می‌نویسد: “طبقه کارگران ایران تحت رهبری حزب سیاسی خود – حزب توده ایران و از طریق تشکل صنفی در سازمان عظیم سندیکایی و اتحادیه‌ای در ایران و خاورمیانه – شورای متحده مرکزی اتحادیه‌های کارگران و زحمتکشان ایران در سال‌های ۱۳۲۰ تا ۱۳۲۵ به پیروزی‌های بزرگی در زمینه تامین خواست‌های اقتصادی – رفاهی نایل گردید. طی این سال‌ها آگاهی و تشکل سندیکایی کارگران و زحمتکشان باعث تدوین لایحه‌ای در سال ۱۳۲۳ گردید که درآن ۸ ساعت کار در روز، منع استفاده از کار کودکان کمتر از ۱۲ سال و تامین بیمه‌های اجتماعی پیش‌بینی شده‌بود. این تشکل و آگاهی همچنین به تصویب قانون کار در سال ۱۳۲۵ منجر گردید که علاوه بر مزایای فوق و مزایای دیگر، روز اول ماه مه نیز به عنوان روز همبستگی بین‌المللی زحمتکشان و روز تعطیلی با استفاده از دستمزد به رسمیت می‌شناخت.” (مجله دنیا، شماره ۲، دوره چهارم، سال ۱۳۵۹، صفحه ۳۳)

در همین سال‌ها مبارزه اعتصابی اوج گرفت، کارگران نساجی به‌ویژه در مازندران ازجمله کارگران سندیکایی حریربافی چالوس مبارزه و اعتراضات گسترده‌ای را برپا ساختند. رفیق محمد گلچین از سازمانگران این اعتصاب‌ها در چالوس و از نمایندگان رسمی کارگران در چارچوب شورای متحده مرکزی بود. در اردیبهشت ماه ۱۳۲۵ ده هزار کارگر نفت آغاجاری دست به اعتصاب ۱۴ روزه زدند. کارگران نفت آغاجاری در حقیقت پیشاهنگ اعتصاب گسترده بیش از ۱۰۰ هزار نفری زحمتکشان در صنایع نفت بودند و علاوه بر خواسته‌های صنفی – رفاهی، مطالبات سیاسی نظیر عدم دخالت شرکت نفت انگلیس در حیات سیاسی کشور را شامل می‌شد. کارگران کارخانه‌های نساجی در مازندران از اولین حامیان استوار دفاع از اعتصاب نفتگران خوزستان بودند. کارگران کارخانه حریربافی چالوس در همبستگی با کارگران نفت اعتصاب برپا کردند. شهر به پشتیبانی از کارگران به تعطیلی درآمد. صف متحد و یکپارچه کارگران اعتصابی در خیابان‌ها، توان جنبش کارگری را در مبارزه به سود عدالت اجتماعی و استقلال ملی به نمایش می‌گذاشت. رفیق محمد گلچین از سازمانگران اصلی این اعتصاب در چالوس بود. طی این مبارزات گزمگان ارتجاع و امپریالیسم کارگران توده‌ای و پیشرو را شناسایی و زیرنظر می‌گرفتند. یکی از کارگرانی که مورد شناسایی شهربانی وقت و اوباش قرارگرفت رفیق محمد گلچین بود. در ۹ تیرماه ۱۳۲۵ اعتصاب گسترده دیگری در کارخانه‌های نساجی مازندران سازماندهی شد که در راس این اعتصاب رفقای توده‌ای گلچین، یوسف علی و سایرین قرار داشتند. شایان ذکر است که کارگران کارخانه حریربافی چالوس پیشتاز این اعتصاب در صنایع نساجی به‌شمار می‌آیند. درجریان مبارزات همین دوره تاریخی است که رفیق محمد گلچین در جریان یک اعتصاب و هنگامی که برای کارگران سخنرانی می‌کرد هدف گلوله گزمگان ارتجاع و امپریالیسم قرار گرفت و به شهادت رسید. شهربانی، ژاندارمری، اوباش مسلح و روحانیون در یورش به کارگران به‌صورت متحد و هماهنگ عمل می‌کردند. به دنبال شهادت رفیق محمد گلچین عده‌ای از کارگران فعال بازداشت و راهی زندان شدند. ارتجاع می‌کوشید با سرکوب کارگران به مبارزات ملی و استقلال طلبانه پایان دهد اما این پندار خام هرگز صورت تحقق به‌خود نگرفت. مبارزه خستگی ناپذیر رفیق توده‌ای محمد گلچین و نام و یاد او در صفحات تاریخ جنبش کارگری ایران به ثبت رسیده و نسل نو مبارزان جنبش کارگری به او و یاران قهرمانش افتخار می‌کند. یاد و نام او جاودانه است.

 

Share on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on LinkedIn
Bookmark the permalink.

Comments are closed